دسته بندی: غزل چهارپاره
  • خوانش: 2 مرتبه
  • سپاس: 0
  • تعداد نظر: 0
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

دلش از آیِنه،دنیای بزرگی دارد

گل عشق تو به دامان جهان می کارد

اگر از ساز و نوایی شده دلگیر دلت

همه ی حال خوشش را به غمت می بارد

 

 

شان "ماد

ادامه شعر ...




  • خوانش: 59 مرتبه
  • سپاس: 3
  • تعداد نظر: 2
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

در نگاهت ،حقیقتی پیداست

من ز چشمَ ت دوباره افتادم

 

منجی  روزهای تلخ توام

ساده اکنون کناره افتادم

 

کاخ رویایی تو را افسوس

نا سپاس

ادامه شعر ...




  • خوانش: 443 مرتبه
  • سپاس: 5
  • تعداد نظر: 8
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

مدار گردش چشمت همین که ممتد شد:
من از نگاه تو افتادم و هوا بد شد...

شبی که جاذبه ی چشم تو به دل افتاد
کویر خشک وجودم سراسرش مد شد...

نفس که می کشم انگار در کنار منی

ادامه شعر ...




  • خوانش: 664 مرتبه
  • سپاس: 5
  • تعداد نظر: 5
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

غزل چهار پاره

١
می روم با جنودِ آزادی
با سلام و درودِ آزادی

گریه بس کن، ستاره می خواند
دخترم این سرودِ آزادی
٢
مقبرم پُر ستاره از چشمت

ادامه شعر ...




  • خوانش: 383 مرتبه
  • سپاس: 6
  • تعداد نظر: 24
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

من به یادت روی دل تصویر برتر میکشم 
بانگاهت خانه ای  در کوی  دلبر میکشم 

روزگاری در قفس  باغم چو یاور شد دلم 
با امیدی  حس ازادی  به هر در میکشم 

عمر نازم  بی تو شد  

ادامه شعر ...




  • خوانش: 335 مرتبه
  • سپاس: 5
  • تعداد نظر: 4
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

مُحرِمِ مسجدالحرام غمم
زائرِ لحظه هاى طاقت سوز
دور تا دور كعبه ى دردم
سازِ لبيك مى زنم هر روز

چشمه ى سرخ رنگِ خورشيدم
در زمستــــانِ نامـــرادى ها
نبض من ذ

ادامه شعر ...




  • خوانش: 685 مرتبه
  • سپاس: 3
  • تعداد نظر: 2
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه


آرام تر با واژه هايم روبه رو شو
تو التهاب دفترم را مى شناسى

"احساس سبز شاعرى" را دوست دارم. 
وقتى كه خاكِ بستَرَم را مى شناسى


آنقدر مى بالم به آغوشِ ن

ادامه شعر ...




  • خوانش: 683 مرتبه
  • سپاس: 9
  • تعداد نظر: 5
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه


پشتِ پَرچينِ باغِ نگاهت، 
دوست دارم شكوفا شدن را

مى شكافد دلم تا ببينى، 
"ياس"، "آلاله"، "مينا" شدن را...


دوست دارم قدمگاهِ غم را، 
پشتِ آبادىِ

ادامه شعر ...




  • خوانش: 722 مرتبه
  • سپاس: 22
  • تعداد نظر: 18
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

پشت پیچ عمیقِ یک تپه ؛ زیر یک تخته سنگ غر می‌زد
در خیالات نی لبک بود و ؛ روی لبهاش چنگ غر می‌زد

هستی‌اش لقمهِ بغضِ داغی بود ؛ که به خون گلو فرو می‌خورد
قلب او خسته بود و ف

ادامه شعر ...




  • خوانش: 679 مرتبه
  • سپاس: 14
  • تعداد نظر: 13
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

مثل دریاچه ی ارومیه،
 حال و روزم چنان مناسب نیست
چه کند این دل وفادارم؟
 بوسه ای کودکانه کاسب نیست

از حقوق بشر بیا بگذر...،
جبهه بودم، جنایتی دیدم
صحن

ادامه شعر ...




  • خوانش: 791 مرتبه
  • سپاس: 15
  • تعداد نظر: 27
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

حالم شده مانند تک فرزند زوجی پیر

که می رود جنگ و دلش در خانه جامانده

مانند یک مادر که امضای رضایت را

داده ولی چشمش به سقاخانه* جامانده

   

حالم شبیه ع

ادامه شعر ...




  • خوانش: 592 مرتبه
  • سپاس: 9
  • تعداد نظر: 23
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

مثل احوال ناخوش تهران؛یک وجب روی مرز هشدارم

شهرِ من در مسیر بحران است؛جنس مخروبه هاست بلوارم 

 

جیغ تاریخ را درآوردم؛پایتختم چه سهل ویران شد!!

به گمان توی ذهن ف

ادامه شعر ...




  • خوانش: 593 مرتبه
  • سپاس: 7
  • تعداد نظر: 12
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

خیــــاط خیـــال بوســـــه هایم...، وَه دوختــــه  یک لباسِ زیبــا

در ذهنِ کبـوتران عاشق... ، خوش کرده پَری به ســـوی من وا

 

از شــــوقِ لبان ســـرخ گونت....، وان پیکـــ

ادامه شعر ...