دسته بندی: پریسکه
  • خوانش: 66 مرتبه
  • سپاس: 2
  • تعداد نظر: 1
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

فصل فاصله ها

فرصت فریاد فرهاد بود

شانه به شانه شعرم بیا

که شهد شکوفه درد شیرین است

***

فرهاد کوهکن از دل نکندن مرد

ادامه شعر ...




  • خوانش: 47 مرتبه
  • سپاس: 0
  • تعداد نظر: 1
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

بی نخ ات

در اوج تنهایی ام

دلم بادکنکی ست

پر از هوای سکوت

ادامه شعر ...




  • خوانش: 83 مرتبه
  • سپاس: 1
  • تعداد نظر: 1
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

در مرام کویر نیست دریا شدن

وقتی شانه های لرزانش

تاب اشک های آسمان را نداشت

 

 

ادامه شعر ...




  • خوانش: 53 مرتبه
  • سپاس: 4
  • تعداد نظر: 0
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

بازی رنگ ها

شیطنت فصل هاست

چهار فصل گذشت

اما فصل با تو بودن نیامد

 

ادامه شعر ...




  • خوانش: 216 مرتبه
  • سپاس: 3
  • تعداد نظر: 2
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

در این حوالی

ساحل آرامشی نیست

تا پهلو بگیرد دل شکسته ام

بی کلک غرق چشمانت شدم

***

آنقدر سنگت را به سینه زدم

که عاقبت قلبم شکست

ادامه شعر ...




  • خوانش: 126 مرتبه
  • سپاس: 4
  • تعداد نظر: 1
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

مغرورتر از ماه رویت ندیده ام

وقتی در اعماق وجودم

پلنگی است زخمی

ادامه شعر ...




  • خوانش: 54 مرتبه
  • سپاس: 4
  • تعداد نظر: 2
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

به او خورده نگیرید

شاید این زنا کار از زنان کار بوده

که بی "نون" شده

***

فقر تنها جامه ای است

که بر تن فقیر رنگ نمی بازد

ادامه شعر ...




  • خوانش: 47 مرتبه
  • سپاس: 4
  • تعداد نظر: 4
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

در قمار لحظه ها

به آسانی سخت باختم تمام بودنم را

وقتی در آن روی سکه خط بود

که کشیده شد بر تمام آرزوهایم

***

غار غار

فریاد شادی اولین بی سر پ

ادامه شعر ...




  • خوانش: 50 مرتبه
  • سپاس: 4
  • تعداد نظر: 6
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

لبخند می میرد

بر لبان زنی

که تمام آرزوهای جوانی اش را

مرد رویاهایش با خود برد

***

هنوز مشق شب ننوشته

به خواب می رود

کودک درونم

ادامه شعر ...




  • خوانش: 111 مرتبه
  • سپاس: 2
  • تعداد نظر: 1
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

از نذر داشته هایت

کمرش خمیده تر شد

مردی که برای نداشته هایش

رفتگر شد

ادامه شعر ...




  • خوانش: 133 مرتبه
  • سپاس: 1
  • تعداد نظر: 2
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

هزاران دست

دست به دستم کردند

تا از دست افتادم

عاقبت آن بی دست دستانم گرفت

ادامه شعر ...




  • خوانش: 193 مرتبه
  • سپاس: 1
  • تعداد نظر: 1
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

گره از ابرو باز کن
که عید
به هلالش نیاز دارد

زهرانادری
شعرپریسکه

ادامه شعر ...




  • خوانش: 351 مرتبه
  • سپاس: 1
  • تعداد نظر: 1
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

 ازصلابت
 سنگهای غزه
        کوهها
به نظام ایستاده اند
        _______________
اهدا میکنم
به شریان 
سنگهای فلسطین
خون شعرهایم را
________

ادامه شعر ...




  • خوانش: 188 مرتبه
  • سپاس: 3
  • تعداد نظر: 7
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

           ابتدا
   اوباآب وضوگرفت
    بعداز شهادتش
شط باخون او غسل کرد
______________________
                      ایمان 
گردن فرازی میکند با لاله های وطن

ادامه شعر ...




  • خوانش: 253 مرتبه
  • سپاس: 7
  • تعداد نظر: 15
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

چگونه داعش شکست؟

مثلِ یک لامپ

ترامپ شکستنی ست...

 

 

طارق خراسانی

1396/1/28

ادامه شعر ...




  • خوانش: 282 مرتبه
  • سپاس: 6
  • تعداد نظر: 10
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

هرسال تکرار میکندسبزه
درس «گذشت» را
باگشودن گره ازآرزوی آنکه
گره به دستش میزند
_____________________

ازگره زدن 
درکاردیگران بیزارم
بخت من بسته بماند

ادامه شعر ...




  • خوانش: 255 مرتبه
  • سپاس: 7
  • تعداد نظر: 7
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

زمستان آبستن فصلی سبز بود 
و من

شرمسار از آن سپیدی
که سیه دل خواندمش...
طارق خراسانی

ادامه شعر ...




  • خوانش: 223 مرتبه
  • سپاس: 4
  • تعداد نظر: 11
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

 دررا بازکن
 بهارآمده است
با دسته گل
به میهمانی لبخندتو
             _____________________
لبخند بی کینه
بهاریست که
به هم می دهد
دست دلهارا 

ادامه شعر ...




  • خوانش: 197 مرتبه
  • سپاس: 4
  • تعداد نظر: 6
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

 

 

خودت را به باد سپردی

گیسویم عطرآگین شد

مه ناز نصیرپور

ادامه شعر ...




  • خوانش: 335 مرتبه
  • سپاس: 3
  • تعداد نظر: 2
  • تعداد نقد: 0

ادامه شعر

ادامه

شعرهایت
به دنبالت می گردند
نمی دانستند
روزی پرنده میشوی

زهرانادری

شعرپریسکه

ادامه شعر ...