اطلاعات شاعر

تعداد نظر: 24 تعداد نقد: 0 شماره ثبت این شعر:‭106-15‭

سرزمین نگاهتان شده ام لشکـــــــرت را گسیل کن در من 
قبله ام را کبوتران بردند عزم با قـــــــــــوم فیل کن در من 

در تنم جای سم اسبان است بوی خون می دهـــــد تمام تنم
جنگ ، آتش ، چپاول و کشتار ، کاری از این قبیل کن در من 

خاکریز تنـــم پر از زخم است سینه ام در مسیر درگیریست
تا شکستم نداده ای نشکــــــــن حرکتی بی بدیل کن در من 

برنو عاشقی همایل کن تا شکـــــــــــــــــوه عشایری داری 
دشت آماده ی رجـــــز خوانیست عزم تشکیل ایل کن در من 

کدخدا رفته عاشقی بکند فکـــــــــــــــر بد درسرت نپیچانی 
پیش من التماس بیهــــــــوده است فکر باج سبیل کن در من 

زیر پا شد دلم نمی بینی فصــــــــــل بعد از نبرد ، پائیز است 
زندگی را بکش به روی تنم قصـــــــد مرگی اصیل کن در من

جابر ترمک




نمایش نظرات برای: اعضاء نظردهی توسط: اعضاء درج نقد توسط: اعضاء تایید نظرات: خیر
نقدها
نظرات

حاصل ۴+۵؟

انتخاب شکلک:   گل گل تشویق دست زدن چشمک گل پرچم کلاه خنده دعا خنده چشمک دل شکستن عشق بغل