اطلاعات شاعر

تعداد نظر: 6 تعداد نقد: 0 شماره ثبت این شعر:‭106-37‭

وقتی که می آمد به هر آئینه سر می زد
ماهی که هرشب باورودش دل به در می زد

مثل قناری های باغ عشق می رقصد
مثل کبوترهای این اطراف پر می زد

پرواز را از برگ برگ یاس می آموخت
با خنده اش بر غنچه پر پر تشر می زد

با چشم های شور خود دریا به دریا موج
بر صخره های ساحل شعرم نظر می زد

حالا پر از گلواژه های یک غزل دارم
ذوقی که در من حرف های مختصر می زد
جابر ترمک وقتی که می آمد به هر آئینه سر می زد
ماهی که هرشب باورودش دل به در می زد

مثل قناری های باغ عشق می رقصد
مثل کبوترهای این اطراف پر می زد

پرواز را از برگ برگ یاس می آموخت
با خنده اش بر غنچه پر پر تشر می زد

با چشم های شور خود دریا به دریا موج
بر صخره های ساحل شعرم نظر می زد

حالا پر از گلواژه های یک غزل دارم
ذوقی که در من حرف های مختصر می زد
جابر ترمک




اعضایی که این شعر را خوانده اند :

جابر ترمک،   اسماعیل علیخانی،   جواد مهدی پور،   سحر جهانی،   طارق خراسانی،   رضا محمدصالحی،   سمانه تیموریان،   طلعت خیاط پیشه،    + 312 بازدید توسط میهمان

نمایش نظرات برای: اعضاء نظردهی توسط: اعضاء درج نقد توسط: اعضاء تایید نظرات: خیر
نقدها
نظرات

حاصل ۴+۵؟

انتخاب شکلک:   گل گل تشویق دست زدن چشمک گل پرچم کلاه خنده دعا خنده چشمک دل شکستن عشق بغل