اطلاعات شاعر

تعداد نظر: 8 تعداد نقد: 0 شماره ثبت این شعر:‭106-7‭

سحر که واشود آغوش ساده ی خورشید
غزل شنیــــده شود از اراده ی خورشید

نگاه ســـــــــاده ی مهتاب می زند لبخند
به روی حضرت گل با افاده ی خــورشید

ستاره ها به تن آسمان چکیــــده شدند
شبی که ماه قدم زد به جاده ی خورشید

همیشه آینـــــــــــــه ها از غبار دلگیرند
زمان خواب سپاه پیــــــــــاده ی خورشید

نشسته ام که ببینــــــم تورا ردیف غزل
تو را ردیف غزل های ســــاده ی خورشید

ببخش قافیه درگیر رقـــص مهتاب است
همیشه بغض گلوگیـــر قسمت آب است

همیشه آینــــه ها در سکوت می رقصند
میان وحشتی از جیغ و ســوت می رقصند

سماع عشق تو یک حـــــالت پریشانی است
مرید های تو با یک فلــــــــــوت می رقصند

میان همهمه خفــــــــــــاش های سرگردان
به شوق شب بغـــــل عنکبوت می رقصند

گناه باغ غزل نیست پیلــــــــــه ها هر شب
میــــان خش خش بی برگ توت می رقصند

به شمس من برسانید شاعـــــران سکوت
به وقت نافلـــــــــه بین قنوت می رقصند

پیمبران نگاهت به شرح شعـــــــر و شعور
به شوق لحظـــــــــه تنگ هبوط می رقصند

تو عاشقانه ترین شـــــــــــاه بیت هر غزلی
که موج هــــای تنت در سکوت می رقصند

جابر ترمک




نمایش نظرات برای: اعضاء نظردهی توسط: اعضاء درج نقد توسط: اعضاء تایید نظرات: خیر
نقدها
نظرات

حاصل ۴+۵؟

انتخاب شکلک:   گل گل تشویق دست زدن چشمک گل پرچم کلاه خنده دعا خنده چشمک دل شکستن عشق بغل