اطلاعات شاعر

تعداد نظر: 16 تعداد نقد: 2 شماره ثبت این شعر:‭106-8‭

چشم هایت چغاله ی عشقند گونه ات شیرمال سمنانی
گیسوان شرابی ات دارد طعم یک آسمان پریشانی

شانه ام تکیه گاه بی تابی در نسیم سواحل چشمت
موج می پروری به رقص تنت می توانی کمی بلرزانی

رشته کوه تنم پر از ببر است قاف قلبم قصیده ی سیمرغ
حسرتم را همیشه می تازد آهوی جنگل گلستانی

در نگاه تو شیرها رام اند در تن من غزالها وحشی
تو رواق جزیره ی عشقی من ترک خورده ی بیابانی

دست هایت به هر طرف بکشی امتداد شکوه البرزند
از دماوند نقره فام تنت ابرها می رسد به آسانی

ساکنان حوالی پلکت در قریب الوقوع غم غرقند
من پر از احتمال طوفانم تو پر از انعطاف بارانی

می کشد کار من به لبهایت بوسه تسکین درد شاعر نیست
بنشین اندکی تفکر کن توی این بیت های پایانی
جابر ترمک




اعضایی که این شعر را خوانده اند :

جابر ترمک،   طارق خراسانی،   فرهنگ باریکانی،   حسـین رضـائی،   غزل آرامش،   زهره خسروی،   نگار حسن زاده،   اله یار خادمیان،   سمانه تیموریان،   علی اکبر سلطانی،    + 508 بازدید توسط میهمان

نمایش نظرات برای: اعضاء نظردهی توسط: اعضاء درج نقد توسط: اعضاء تایید نظرات: خیر
نقدها
نظرات

حاصل ۴+۵؟

انتخاب شکلک:   گل گل تشویق دست زدن چشمک گل پرچم کلاه خنده دعا خنده چشمک دل شکستن عشق بغل