اطلاعات شاعر

تعداد نظر: 2 تعداد نقد: 0 شماره ثبت این شعر:‭148-114‭

پک می‌زنم

خودم را

توی صورت گنجشگ‌ها

درخت‌ها

و شهر

دود پس می­ دهم

پیاده روها بیراهه می‌روند

و عابرین پیاده را

به جاهایی که نباید .....

 

پس می‌زنم

تو را

از ذهن‌ام

از خیال یک سقف

که بالای سرما باشد

و چتری در باران

 

پس می‌زنم

تو را

با چشمانت

که آرامش آنها

ابتدای نا‌آرامی است

 

به قعر برمی‌گردم

به جهانی که تو را

از کانون آن برداشته‌اند

به جهانی که روزشمارها

بی امید دیدارت

ورق می خورد



اعضایی که این شعر را پسندیده اند :


علیرضا حکیم


اعضایی که این شعر را خوانده اند :

علیرضا حکیم،   جواد مهدی پور،   طلعت خیاط پیشه،   لیلا صالح،    + 165 بازدید توسط میهمان

نمایش نظرات برای: همه نظردهی توسط: همه درج نقد توسط: اعضاء تایید نظرات: خیر
نقدها
نظرات

علیرضا حکیم

سه شنبه ۱۷ مرداد ۹۶ - ۱۴:۵۲

درود بر شما خانم نوری

زیبا و خواندنی بود شعرتون

موفق باشید

پاسخ دادن

جواد مهدی پور

سه شنبه ۱۷ مرداد ۹۶ - ۱۸:۳۵

درود بر بانو نوری گرامی

پاسخ دادن

حاصل ۴+۵؟

انتخاب شکلک:   گل گل تشویق دست زدن چشمک گل پرچم کلاه خنده دعا خنده چشمک دل شکستن عشق بغل