اطلاعات شاعر

تعداد نظر: 2 تعداد نقد: 0 شماره ثبت این شعر:‭148-133‭

جنگل

از شدت درخت

گم شده بود

و ماه

از آن بالا

نگاه می ­کرد

 

یاد تو افتادم

موهای سیاهی

که روی صورتت ریخته بود

لحظه­ ای که چهارپایه را کشیدند

و گریه ­های مادرت

به جایی نرسید

 

جنگل

از شدت درخت

گم شده بود

و ابرها

آسمان را گرفته بودند

راه می­ رفتم و سوت می­ زدم

و به دست و پا زدنت فکر می­ کردم

به ناباوری بزرگی

که در چشم های تو بود.



اعضایی که این شعر را پسندیده اند :


علیرضا حکیممحمدجوادمنوچهریمهدی رفوگر


اعضایی که این شعر را خوانده اند :

اکبر رشنو،   علیرضا حکیم،   محمدجوادمنوچهری،   آرزو نوری،   مهدی رفوگر،   سحر جهانی،    + 56 بازدید توسط میهمان

نمایش نظرات برای: همه نظردهی توسط: همه درج نقد توسط: اعضاء تایید نظرات: خیر
نقدها
نظرات

محمدجوادمنوچهری

دوشنبه ۰۴ دی ۹۶ - ۱۱:۲۹

مهدی رفوگر

چهارشنبه ۰۶ دی ۹۶ - ۱۲:۴۸

سلام ... درود برشما ... نمیدانم برای چه هنگام و چه شخصیت سرودید ... اما خاطره مبارزان سیاهکل در زمان پهلوی برای من زنده شد .... مردانی که سال ها و سال ها اسطوره نوجوانان و جوانان بودند .... این سبک سرودن را دوست دارم ... بدون تاریخ مصرف .... در هر زمان و هرکس میتواند با آن خاطره سازی کند .... این سرایش و این سبک سرودن را به شما تبریک میگویم ....  متاسفانه سروده های بسیار از اشخاص بسیار دیده ام که شبانه سروده شده و با طلوع خورشید فاسد میشوند ......

 

پاسخ دادن

حاصل ۴+۵؟

انتخاب شکلک:   گل گل تشویق دست زدن چشمک گل پرچم کلاه خنده دعا خنده چشمک دل شکستن عشق بغل