اطلاعات شاعر

تعداد نظر: 6 تعداد نقد: 0 شماره ثبت این شعر:‭148-22‭

آغاز میشوم

 

-هر روز صبح-

با خط خنده‌ای

که تا اولین گسل تهران

می‌لغزد

 

تکرار می‌شوم

با رژ لبی

که طعم گلوله دارد

و آینه‌هایی

که کرم پودر می‌زنند

 

شب که برگردم

یک روز پیرترم

و پس لرزه‌ها

در رویای نیمه شب

به انتظارم نشسته‌اند




اعضایی که این شعر را خوانده اند :

آرزو نوری،   رضا جوکار،   سوگند صفا،   نگار حسن زاده،   دینا پاکزاد،   سمانه تیموریان،   زهرا حقیقی،   دکتر رجب توحیدیان،    + 407 بازدید توسط میهمان

نمایش نظرات برای: همه نظردهی توسط: همه درج نقد توسط: همه تایید نظرات: خیر
نقدها
نظرات

رضا جوکار

سه شنبه ۰۴ اسفند ۹۴ - ۱۰:۵۴

دخترک هر شامگاه

از پلکان رویا بالا می رفت

تا از سینه آسمان ستاره بچیند

اما هر صبح

با یک بغل دلتنگی از خواب می پرید

 

 

سلام و عرض ادب خانم نوری

دست مریزاد

سروده زیبا و با محتوایی از شما خواندم

قلمتان نویسا

 

پاسخ دادن

سوگند صفا

سه شنبه ۰۴ اسفند ۹۴ - ۱۲:۱۷

سلام خانوم‌نوری عزیزززززم...

خیلی خیلی زیباست

مرحبااات خواهر گلم...احسنت..

موفق باشی

یاحق

پاسخ دادن

نگار حسن زاده

سه شنبه ۰۴ اسفند ۹۴ - ۱۴:۳۲

سلام نازنین بانو

اشعارتون همیشه زیبا  وباشکوهند

گسل تهران و در ادامه پس لرزه ها خیلی خیلی دوست داشتنی بود

مرحبا نازنین

بسیار بسیار عالی

پاسخ دادن

دینا پاکزاد

سه شنبه ۰۴ اسفند ۹۴ - ۱۶:۵۲

چه ناز بود شعرتون!

سلام.مرحبا

پاسخ دادن

سمانه تیموریان

سه شنبه ۰۴ اسفند ۹۴ - ۱۸:۴۵

سلام

زیبا بود

آفرین 

پاسخ دادن

زهرا حقیقی

جمعه ۰۷ اسفند ۹۴ - ۱۶:۵۰

سلااااام خانوم نوری عزیز

خیلی زیبااااااا بوووودsad

پاسخ دادن

حاصل ۴+۵؟

انتخاب شکلک:   گل گل تشویق دست زدن چشمک گل پرچم کلاه خنده دعا خنده چشمک دل شکستن عشق بغل