اطلاعات شاعر

تعداد نظر: 13 تعداد نقد: 0 شماره ثبت این شعر:‭148-96‭

خدا را
به آشپزخانه می برم
که تراریخته ها را ببیند

خدا را
روبروی تلویزیون می نشانم
تا سرهای بریده را
تماشا کند

خدا را
به خیابان می فرستم
که سرفه های خودش را بشمارد

خدا را
به دادگاه می کشانم
تا اعتراف کند پشیمان است
و خلقت بشر
کار درستی نبود




نمایش نظرات برای: همه نظردهی توسط: همه درج نقد توسط: اعضاء تایید نظرات: خیر
نقدها
نظرات

محمدجوادمنوچهری

دوشنبه ۲۵ بهمن ۹۵ - ۰۰:۱۴


تو را از عرش آوردند که اینجا خون جگرباشی

مقدر شد در این منزل،بدون بال وپر باشی

لباس رنج پوشیدی زمینی گشتی ای آدم

نزول رتبه ات دادند ،دائم دربدر باشی

ندیدی رنگی از شادی،صلاح کار در این شد

خوش آمدگوی غم هردم به چشم خیس وترباشی


امان از قصۀ گندم که مبنای غم ما شد

در آن نجوای شیطانی چه میشد کور وکر باشی؟

جهالت شاخ ودم دارد؟امانت دار هم گشتی!

پذیرفتی چرا چیزی که از آن بی خبر باشی؟

برو خوش باش ای آدم از این آشوب دنیایی

نمیخواهم به فکر ما از این هم بیشتر باشی

#محمدجوادمنوچهری 

پاسخ دادن

نگار حسن زاده به محمدجوادمنوچهری

دوشنبه ۲۵ بهمن ۹۵ - ۱۷:۳۵

درود بر شما

پاسخ دادن

آرزو نوری به محمدجوادمنوچهری

چهارشنبه ۲۷ بهمن ۹۵ - ۱۱:۰۷

سلام.

و سپاس

پاسخ دادن

نگار حسن زاده

دوشنبه ۲۵ بهمن ۹۵ - ۱۷:۳۴

درود آرزو بانوی نازنین

تلخ جذابی بود

موفق باشی مهربان

پاسخ دادن

آرزو نوری به نگار حسن زاده

چهارشنبه ۲۷ بهمن ۹۵ - ۱۱:۰۷

سلام عزیزم. ممنونم

پاسخ دادن

طارق خراسانی

دوشنبه ۲۵ بهمن ۹۵ - ۲۳:۲۲

سلام بر آرزوی عزیز

 

چه قاضی قدر قدرتی هستی!!

 

ازت ترسیدم

 

عااالی بود

در پناه خداوند سبحان شاد زی

پاسخ دادن

آرزو نوری به طارق خراسانی

چهارشنبه ۲۷ بهمن ۹۵ - ۱۱:۰۸

سلام استاد. نترسید/ شوخی با خالق بود

پاسخ دادن

مهدی رفوگر

سه شنبه ۲۶ بهمن ۹۵ - ۰۹:۳۸

محمدرضا جعفری

سه شنبه ۲۶ بهمن ۹۵ - ۱۶:۱۵

درود  گرانقدر ....////////////////////// در پناه خداوند مهربان موفق باشید ان شاالله تعالی.....

پاسخ دادن

آرزو نوری به محمدرضا جعفری

چهارشنبه ۲۷ بهمن ۹۵ - ۱۱:۰۸

سلام. زنده باشید

پاسخ دادن

سیدعلی مجیدی

سه شنبه ۲۶ بهمن ۹۵ - ۲۰:۴۶

سلام خدمت شما شاعر بزرگوار

شاید(و حتما) در پس شعرتان معنای دیگری اراده کرده باشید اما به نظر این حقیر اینگونه مخاطب قرار دادن ذات اقدس الهی شایسته نیست 

پاسخ دادن

آرزو نوری به سیدعلی مجیدی

چهارشنبه ۲۷ بهمن ۹۵ - ۱۱:۰۶

سلام و عرض ادب

جناب آقای مجیدی

این نوشته نقدی بر بشر است نه بر خداوند. و پرسشی درباره اینکه خداوند از دیدن این فجایع چه حسی دارد. و آیا عمق دلهره و نگرانی انسان  را درک می کند.

و البته این نوشته که به نظر خودم شعر نیست و بسیار خام دستانه نوشته شده در واقع تخیل یک فرد را درباره احساس خداوند از اتفاقات نشان می دهد. و لحن تندش به خاطر ظرفیت بالای همان خداست....

به حساب شوخی بگذارید این حرف مرا که چرا همیشه بندگان خداوند بیشتر از خود او سخت می گیرند. شاید علاقه عاشق به معشوق ابدی، دلیلی بر این غیرت است.

در هر حال ممنون که نظرتونو گفتین. و بی شک نظرتون برای من ارزشمند و تاثیرگذاره ... خودم متوجه لحن تندم نبودم/ و این تذکر شما برای کارهای بعدی مفید خواهد بود.

 

پاسخ دادن

حاصل ۴+۵؟

انتخاب شکلک:   گل گل تشویق دست زدن چشمک گل پرچم کلاه خنده دعا خنده چشمک دل شکستن عشق بغل