اطلاعات شاعر

تعداد نظر: 0 تعداد نقد: 0 شماره ثبت این شعر:‭26-88‭


سرِ سنگین‌و دل‌غمگین‌وناشاد 
کویرِ سینه کِی ، می گردد آباد 
روانْ‌پاک وگریبانْ‌چاک وفریاد 
فغانْ از روزگار، ای داد وبیداد 
شبی‌تاریک‌و رَه‌باریــک وبی‌نور 
بُوَد مقصــود،راهی‌مشکل‌و دور 
نَفَس تَنگ وبه دل‌جنگ وهیاهو 
بـــیا و ، کُن اشــاره، ای پری رو 
وجــودی‌خسـته‌دستِ‌بسته‌پاگیر 
شــدم‌از این‌همه،دلــواپسی،سیر 
دوچشـمِ‌خواب‌ودل‌بیتابِ‌رویش 
صــدایی‌نیست‌درگوشم،زِکویش 
به لب‌نامش ، به‌سیــنه مِهردارم 
در اوصـافش هــزاران‌شعر دارم 
منم در بنـد و بستِ تارِ مــویش 
دلم پَر می‌کِشدهـردَم‌به‌ســویش 
چوخواهدجان،کُنَدحامی‌فدایش 
جهـانی منتظر  ،  بهرِ صـــدایش 
چو در دنیــا شَوَد عدلـش‌فراگیر 
شود غرقِ‌سعـــادت ،کودک‌و پیر



اعضایی که این شعر را پسندیده اند :


مهران اسدپورآرزو نوری


اعضایی که این شعر را خوانده اند :

علیرضا حکیم،   مهران اسدپور،   آرزو نوری،    + 20 بازدید توسط میهمان

نمایش نظرات برای: همه نظردهی توسط: همه درج نقد توسط: همه تایید نظرات: خیر
نقدها
نظرات

حاصل ۴+۵؟

انتخاب شکلک:   گل گل تشویق دست زدن چشمک گل پرچم کلاه خنده دعا خنده چشمک دل شکستن عشق بغل