اطلاعات شاعر

تعداد نظر: 19 تعداد نقد: 0 شماره ثبت این شعر:‭337-17‭

                      « به نام خدا »

 

دیگر اسیرِ رنگ و ریاها نمیشوم

بازیچه ای به دستِ خطاها نمیشوم

 

رفتم ولی بدان که من این بار تا ابد ؛

با وعده هایِ پوچِ تو اِغوا نمیشوم

 

وقتی به یادِ خاطره هایِ گذشته ای ؛

در سایه هایِ ذهنِ تو پیدا نمیشوم

 

رفت آن زمانِ عِشوه خریدن مگو دریغ ؛

از عِشوه ها و نازِ تو شیدا نمیشوم

 

رسوائی ام اگر چه مرا مَردِ عشق کرد ...

دیگر به پایِ عشقِ تو رسوا نمیشوم

 

گفتی که کوچکی بُرو... حالا بیا ببین ؛

از هیبتم به زندگی ات جا نمیشوم 

 

تنها شدم ولی؛ همه تاوانِ عشقِ توست 

« گفتم که با وجودِ تو تنها نمیشوم !!! »

 

از درکِ این مسائِلِ مجهول عاجزم

هرگز حریفِ حلِ معما نمیشوم

 

حالا بیا ببین چه شُدم در فراق تو

چون واژه ای غریب که معنا نمیشوم

 

دردیست بر دلم که نشاید به کس نمود

زین دردِ لاعلاج ، مداوا نمیشوم

 

میمیرم از درونم و چون کوه سربلند

یک دم مطیعِ پستیِ دنیا نمیشوم .

 

                   « مهران اسدپور »   




نمایش نظرات برای: همه نظردهی توسط: همه درج نقد توسط: غیرفعال تایید نظرات: بله
نقدها
نظرات

محمدجوادمنوچهری

پنجشنبه ۲۱ بهمن ۹۵ - ۰۰:۵۱

عرض ادب و احترام دوست بزرگوارم

زیبا سرودید احسنت

پاسخ دادن

مهران اسدپور به محمدجوادمنوچهری

پنجشنبه ۲۱ بهمن ۹۵ - ۱۰:۳۱

درود و سپاس جناب منوچهری عزیز ؛

شاد و تندرست باشید.

پاسخ دادن

فرزادامین اجلاسی

پنجشنبه ۲۱ بهمن ۹۵ - ۱۲:۱۸

درودها گرامی

پاسخ دادن

مهران اسدپور به فرزادامین اجلاسی

پنجشنبه ۲۱ بهمن ۹۵ - ۱۶:۱۶

درود بر شما دوست و همراه بزرگوار ...

پاسخ دادن

طارق خراسانی

پنجشنبه ۲۱ بهمن ۹۵ - ۱۴:۵۱

سلام بر مهران عزیزم

 

شاهکارت را چندین بار خواندم و باز هم می خوانم تا خوب  زیبا سرودن را بیاموزم

 

در پناه خدا شاد زی

پاسخ دادن

مهران اسدپور به طارق خراسانی

پنجشنبه ۲۱ بهمن ۹۵ - ۱۶:۱۳

درود بر استاد وارسته جناب خراسانی عزیز ؛

با سپاس از بزرگواری و فروتنی همیشگی حضرتعالی...

خوانش سروده های حقیر از طرف بزرگی چون شما بی شک افتخاریست که این مجالِ مغتنم را خود در اختیار نو سفرانی چون من قرار داده اید، لذا شکسته نفسی و اظهار لطف شما در خصوص آموختنِ سرایش از امثال بنده تنها مبین روح بزرگ و طبع بلند استاد وانسانیست شریف که با خلق و خوی الهی و خلوص نیت به تشویق و یاری نو آموزان و علاقه مندان به شعر و ادب فارسی شتافته است...

شاهکار شما ؛ ( قصیده خراسان ) خود گواهیست معتبر و ماندگار بر اثبات تبحر و توکل در سرودن...

از درگاه خداوند منان سلامت و توفیق روز افزون شما مرد بزرگ را در همه مراتب و مراحل زندگی خواستارم ...

شاد و سربلند باشید به مهر .

 

پاسخ دادن

ابوالحسن انصاری(الف.رها)

جمعه ۲۲ بهمن ۹۵ - ۱۶:۵۹

درود گرامی
دست مریزاد.
باشید و بسرایید.
با مهر rose

پاسخ دادن

مهران اسدپور به ابوالحسن انصاری(الف.رها)

جمعه ۲۲ بهمن ۹۵ - ۱۷:۰۷

درود بر جناب انصاری عزیز ؛

از حضور سبز و همراهی صمیمی و مداوم شما با اشعار حقیر بی نهایت سپاسگزارم ...

در پناه حق تندرست باشید.

پاسخ دادن

جواد مهدی پور

جمعه ۲۲ بهمن ۹۵ - ۱۷:۳۲

درود بر شما جناب اسدپور گرانقدرم

 

همیشه  دل انگیز می سرایید

مرحبا

 

لذت بردم از سروده ی زیبابتان

 

پاسخ دادن

مهران اسدپور به جواد مهدی پور

جمعه ۲۲ بهمن ۹۵ - ۱۸:۲۵

درود بر جناب مهدی پور عزیز ؛

سپاس از اینکه با نگاه شاعرانه و مهربانتان سروده های حقیر را مینوازید...

پاینده و سراینده باشید به مهر.

پاسخ دادن

نگار حسن زاده

جمعه ۲۲ بهمن ۹۵ - ۱۸:۲۵

درود بر شما

یکی از زیباترین و دلنشین ترین اشعاری بود که این چند مدت خوندم

بسیار عالی و هنرمندانه

موفق باشید

قلمتون ماندگار

پاسخ دادن

مهران اسدپور به نگار حسن زاده

جمعه ۲۲ بهمن ۹۵ - ۱۸:۲۹

درود بر خواهر هنرمند سرکار خانم حسن زاده ؛

 

از همراهی و حسن توجه شما بی نهایت سپاسگزارم .

پاسخ دادن

علیرضا آیت اللهی

جمعه ۲۲ بهمن ۹۵ - ۲۱:۲۸


سلام 
به شاعرارجمند و گرامی
جناب مهران اسدپور
چشم بسته وارد دفتر شعرتان می شوم چون تقریبا" مطمئن هستم که با شعری خوب مواجه خواهم شد ؛ و جناب عالی در قید و بند کمٌیت و نهایتا" ارائه ی فلٌه ای شعر نیستید .
« رسوای عشق » واقعا" که مصداق یک غزل است : عاشقانه
... و مصداق یکی از بزرگترین و شاید هم بزرگترین مضمون ادبیات کهن فارسی : شکوه از یار
زیبا
شیوا
وزین
متین
و دلنشین .
بخصوص روان ، و روح انگیز
داراس فرایندی منطقی و متداول : نامهربانی و تبختر یار > شکوه > گریز >انتقام و مقاومت از افتادن دوباره به دام .
پس : روایتی است یا یک فرایند نسبتا" صحیح و ساختاری نسبتا" صحیح تر  .
چرا می نویسم « نسبتا" » ... ؟
- چون بنظرم ابیات آخر به نوعی تزلزل شاعر را نشان می دهند که این تزلزل می تواند فرایند و ساختار غزل را اندکی سست کند .
نقطه ی ثقل شهر همانجاست که شاعر باصطلاح انگشت به چشم یار ش می کند :
گفتی که کوچکی بُرو... حالا بیا ببین ؛
از هیبتم به زندگی ات جا نمیشوم 
...و امٌا عجب حُین مقطعی دارد :
میمیرم از درونم و چون کوه سربلند
یک دم مطیعِ پستیِ دنیا نمیشوم
شاهکار است .
فدای آن طبع بلند
احسنت ، احسنت ، احسنت 
لذٌت بردم
زندگیتان آکنده از لذٌت باد ؛ و هر یار غدٌاری در مقابلتان مغلوب و پشیمان !

پاسخ دادن

مهران اسدپور به علیرضا آیت اللهی

جمعه ۲۲ بهمن ۹۵ - ۲۲:۱۳

درود بر عالیجناب آیت اللهی عزیز ؛

استاد گرانقدر ؛ در برابر این همه فروتنی و مهر، زبان از سپاس قاصر است ...

بی شک حضور سبز شما  ودیعه ای الهی و افتخاریست که شامل حقیر و دیگر اهالی شعر پاک گردیده است، لذا خدارا شاکرم که با پیوستن به جمع بزرگانی چون حضرتعالی و دیگر دوستان مجالی مغتنم برای هرچه بیشتر آموختن یافته ام...

باز هم از بنده نوازی و بزرگواری شما استاد هنرمند و ادیب فرزانه سپاسگزارم ...

در پناه حضرت دوست پاینده و نویسا باشید به مهر.

پاسخ دادن

زهرانادری بالسین شریف آبادی

شنبه ۲۳ بهمن ۹۵ - ۲۳:۱۶

درود بر بلندای اندیشه وشیوایی قلمتان واقعا لذت بردم از شعر فاخرتان 

رقص موزون قلمتان انوشه

پاسخ دادن

مهران اسدپور به زهرانادری بالسین شریف آبادی

یکشنبه ۲۴ بهمن ۹۵ - ۰۰:۲۵

درود بر شما بانوی بزرگوار و هنرمند؛

سپاس از همراهی و نگاه پرمهرتان ...

در پناه حق شاد و تندرست باشید.

پاسخ دادن

محمدرضا جعفری

یکشنبه ۲۴ بهمن ۹۵ - ۰۴:۱۷

سلام بنده را پذیرا باشید / بسیار زیبا و آموزنده / ان شاالله موفق باشید ...

پاسخ دادن

مهران اسدپور به محمدرضا جعفری

یکشنبه ۲۴ بهمن ۹۵ - ۰۶:۴۶

درود و خیر مقدم به شما دوست و همراه صمیمی ...

سپاس از حسن توجه و حضور سبز و پرمهرتان ...

شاد و تندرست باشید به مدد الهی .

پاسخ دادن

حاصل ۴+۵؟

انتخاب شکلک:   گل گل تشویق دست زدن چشمک گل پرچم کلاه خنده دعا خنده چشمک دل شکستن عشق بغل