اطلاعات شاعر

تعداد نظر: 6 تعداد نقد: 0 شماره ثبت این شعر:‭337-29‭

                 « به نام خدا »

 

مدهوشِ بزرگی و جلالِ تو چنانم؛

کز روز ازل ذکر تو شد وِرد زبانم

 

اندیشه ز اِدراک ذلیل است و بیان خام؛

درمانده زِ اندیشه و عاجز زِ بیانم

 

سیراب شد از بحرِ امیدِ تو وجودم؛

لبریز شد از برکتِ تو سفرهٔ نانم

 

من بندهٔ درگاهِ توام ای همه خوبی؛

بگذر زِ گناهانم و از خویش مرانم

 

غیر از تو و درگاهِ توام نیست پناهی؛

من غیرِ تو را یارِ وفادار نخوانم

 

هرگز نشوم از تو و از یادِ تو غافل؛

از کالبدم گر که رود روح و روانم

 

آنرا که برازنده بُوَد، نامِ خدایی؛

حقّا که تویی، ای تو مُرادِ دو جهانم

 

بُگشا گِره از کارِ فرو بستهٔ « مهران »

هر چند گشودی چه گِره ها که ندانم!

 

            «مهران اسدپور »




اعضایی که این شعر را خوانده اند :

مهران اسدپور،   جواد مهدی پور،   طارق خراسانی،   سحر جهانی،   زهرانادری بالسین شریف آبادی،   مهدی صادقی مود،   اسماعیل علیخانی،   فاطمه اکرمی،    + 184 بازدید توسط میهمان

نمایش نظرات برای: همه نظردهی توسط: همه درج نقد توسط: اعضاء تایید نظرات: خیر
نقدها
نظرات

جواد مهدی پور

یکشنبه ۰۳ اردیبهشت ۹۶ - ۰۹:۱۵

درود بر شما جناب اسدپور گرانقدرم

 

عالی و دلنشین سرودید

 

لذت بردم از اشعارتان

پاسخ دادن

طارق خراسانی

یکشنبه ۰۳ اردیبهشت ۹۶ - ۱۵:۴۳

سلام و درود

 

الهی نامه ی زیبایی ست

اشعار شما همه پخته و نغز و فاخر هستند.

 

در پناه خدا شاد زی

پاسخ دادن

زهرانادری بالسین شریف آبادی

یکشنبه ۰۳ اردیبهشت ۹۶ - ۲۰:۱۳

هر چند گشودی چه گِره ها که ندانم!

درود برقلم توانایتان

هماره نویسا مانید

 

پاسخ دادن

مهدی صادقی مود

یکشنبه ۰۳ اردیبهشت ۹۶ - ۲۱:۵۸

بسیار زیبا سروده اید

احسنت

پاسخ دادن

اسماعیل علیخانی

دوشنبه ۰۴ اردیبهشت ۹۶ - ۱۱:۲۱

سلام بر شما

آفرین

این مصرع را این گونه بهتر می پسندم

از کالبدم گر برود روح و روانم

پاسخ دادن

حاصل ۴+۵؟

انتخاب شکلک:   گل گل تشویق دست زدن چشمک گل پرچم کلاه خنده دعا خنده چشمک دل شکستن عشق بغل