اطلاعات شاعر

تعداد نظر: 1 تعداد نقد: 0 شماره ثبت این شعر:‭427-24‭

 

 

سیل طغیان و تفرس دل

بر چهار نعل ناله وحنین

سبز و زردگونه های زمین

می برید...

از فوّاره ی زمان

سر نگون

جاری موج سرخ خویش

بی هیچ گناه

بی مرثیه

بی هیچ تشویش

در لکنت همیشه ی فراموشی

می رود...

در بیشمارشیپور سرخ و سبز بهار

دمیده

بر بام داد هرچه اندوه 

که بدوش می کشید،

سرود سرمد نی نوایی

شــــــــعربلند قرن

روی دست

پاروی خجلت هرچه قهر...

که حتّی

مرثیه دزدیده از بود

ودریغ نفس

ربوده از گل،

تلاوت ظهرهمیشه

ایستاده

بر بلندای رهایی  خواهد بود



اعضایی که این شعر را پسندیده اند :


مهران اسدپورآرمیتا مولوی


اعضایی که این شعر را خوانده اند :

اکبر رشنو،   مهران اسدپور،   آرمیتا مولوی،    + 25 بازدید توسط میهمان

نمایش نظرات برای: اعضاء نظردهی توسط: اعضاء درج نقد توسط: اعضاء تایید نظرات: خیر
نقدها
نظرات

حاصل ۴+۵؟

انتخاب شکلک:   گل گل تشویق دست زدن چشمک گل پرچم کلاه خنده دعا خنده چشمک دل شکستن عشق بغل