علی حشمتی

مهدا(مجموعه اشعار و معارف علی حشمتی(بینوا)

 بسم الله الرحمن الرحیم

????????????????????????????????????????

عشق وشعرعاشقانه و جایگاه آن در ادبیات فارسی

برای اینکه به معنا ومفهوم شعر عاشقانه برسیم ابتدا لازم است قدری درخصوص عشق ومفهوم آن کنکاش کنیم

عشق یا همان عَشَقَ  واژه ای است عربی به معنای پیچک که گیاهی است مانند رز که خودرا به درخت میچسباند و از غذای درخت تناول میکند تاجایی که درخت راخشکانده وازبین میبرد

درزبان پهلوی نیز عشق به معنای دُوشارم،دُوشش ودُشاکی آمده است

درزبان فارسی معنی رایج عشق مهر ویا شیفتگی است

درزبان اوستایی نیز عشق را ایش میگفتند

بااین وصف باتوجه به ویژگی‌ها یی که حسی به نام عشق دارد و کم وبیش ازآن آگاهی داریم بهترین نام برای این حس  همانا میتواند همان عَشَقَ باشد زیرا زمانی که حس دوست داشتن ومهر یا شیفتگی دروجود  انسانی شکل بگیرد همان کاررا با اومیکند که عَشَقَ یا پیچک بادرخت میکند

تا جایی که عاشق از خواب وخوراک می افتد و لاغر وضعیف وگوشه گیر میشود

حال میخواهیم بدانیم که جایگاه عشق درادبیات فارسی کجاست؟

بدون شک عشق درادبیات فارسی جایگاه ویژه ای دارد

برای اینکه به عمق مطلب برسیم به جرات میتوانیم  بگوئیم که اگر عشق را ازشعر فارسی جداکنیم چیز زیادی به جانخواهد ماند

اهمیت عشق درشعر فارسی تابدانجاست که نه تنها غزل را به خوداختصاص داده بلکه مثنوی را هم قبضه نموده تاجایی که میتوانیم بعضی ازبهترین اشعار عاشقانه را در مثنوی پیداکنیم

به آثار گرانقدری که از حکیم نظامی گنجوی ویا حضرت عطار ویاحضرت مولانا و حتی بخشی از بوستان حضرت سعدی  رحمةالله علیهم اجمعین وسایر بزرگان کم وبیش به جامانده میتوان اشاره کرد

چنانچه میدانیم عرب ضرب المثل زیبایی دارد که میگوید المجاز قنطرةالحقیقه

مجاز پل حقیقت است واین ضرب المثل درخصوص عشق کاربرد دارد ومقصوداین است که برای رسیدن به حقیقت عشق یا عشق حقیقی ابتدا باید از پل عشق مجازی گذشت

زیبایی ضرب المثل عرب دراین نکته که عشق مجازی راپل دانسته نمود بیشتری برای اهل اندیشه و تدبیردارد

زیرا حقیقتا عشق مجازی پل است وبلافاصله باید از آن گذشت و به وادی بی نهایت عشق حقیقی یا حقیقت عشق که همان ذات باریتعالی است نائل شد

نکته اعجاز شعرفارسی یعنی همان بخشی که به عشق پرداخته دراین است که

چنان استادانه ومتبحرانه این عشق مجازی و حقیقی با هم پیوند خورده که هم باعث جذب عاشقان شده وهم عارفان

چنانچه به آثار حکیم نظامی گنجوی التفات نمائیم به وضوح این امررا ملاحظه خواهیم نمود

حال باذکرنمونه هایی از اشعار عاشقانه ،رابطه وحدومرزآنرا باشعر عرفانی وعرفان درادبیات فارسی موردبررسی قرارخواهم داد

در بخش نخست این مقاله ابتدا به معنای عشق پرداختم وسپس به صورت کلی به جایگاه عشق درادبیات فارسی پرداختم دراین بخش میخواهم ابتدا باذکر آماری دراینخصوص بیشتروارد جزییات امر بشوم

چنانچه به دیوان اشعار شعرای بزرگ عنایت کنیم به وفور کاربرد واژه عشق و واژه های مرتبط با آن را خواهیم یافت

اینجانب بانگاهی اجمالی به آثار سه شاعر وعارف بزرگ ازجمله حضرات سعدی ومولانا وحافظ به آماری برخورده ام که به شرح ذیل میباشد

لازم به ذکراست که این آمار وارقام فقط مربوط به بیت اول غزلیات میباشد و به اشعار دیگر وابیات میانی وپایانی مربوط نمیشود وچنانچه بخواهیم باتوجه به کل اشعار آمارگیری کنیم شاید به چندبرابر این تعداد برسیم

آمار مربوطه به هرسه شاعر میباشد

عشق 230بار

دلدار37"

دل ودلبر 508"

معشوق 10"

وصل 8"

وصال 18"

یار315"

غم105"

جانان19"

که درمجموع 1950غزل با عشق وعاشقی ودلدادگی و...

آغاز شده است

طبیعی است که این آمار باتوجه به اینکه فقط مشمول بیت آغازین غزلیات است میتواند قابل توجه باشد

اما نکته ای که قابل تامل است این است که عشق درادبیات عرفانی یه ما نقش ظریفی دارد و یابهتراست بگوئیم عارفان ما توانسته اند بسیار ظریف ودقیق از این واژه مقدس بهره ببرند به شکلی که هم عشق مجازی را پوشش میدهد و هم حرف دل عارفان وسالکان طریق حق رامیزند 

نکته ی قابل تامل تر اینکه عرفایی مثل حکیم نظامی گنجوی وسایر شعرا وعرفای فارسی زبان هرجاکه داستان عشاق معروفی مثل لیلی ومجنون ،شیرین وخسرو و.....رابیان کرده اند هدفی نداشته اند جزاینکه مارابه عشق حقیقی یا حقیقت عشق ر هنمون باشند

چون چنانچه میدانیم چه بساعشق حقیقی که در مجاز تجلی پیدامیکند وچنانچه با بصیرت به عالم توجه کنیم کل عالم تجلی ذات وصفات حضرت  حق است اما انسان به سبب شرافتی که برسایرمخلوقات دارد ازیک سو وازسوی دیگربابت ذات عاشقانه و شعورعاقلانه ای که دارد وازسوی دیگرساختار وفیزیک جسمانی اش میتواند بیشترین تجلی را چه از جنبه صورت وچه سیرت ازذات مقدس باریتعالی داشته باشد

اینجاست که عارفان ما با پی بردن به این نکته مهم توانسته اند رابطه عشق مجازی را با عشق حقیقی یا حقیقت عشق کشف کنند و به زیبایی هرچه تمامتر ازآن بهره ببرند وگنجینه ها ی ارزشمند ی مثل خمسه نظامی پدید بیاورند آثاری مانند

 

خسرو وشیرین

لیلی ومجنون

هغت پیکر

شرف نامه

خردنامه

و مخزن الاسرار

که بیت ،بیت این آثار پرازمعارف نورانی است

چنانچه بخواهیم به همه آثار بزرگان اشا ره کنم مثنوی 70من کاغذ میطلبد واز موضوع این مجال نیز خارج است

پس  باتوجه به مختصر شناختی که این حقیر باتوجه به بضاعت ناچیز معرفتی خود از مطالعه آثار شعراوعرفای این خاک مقدس به دست آورده ام این است که عشق درادبیات این بزرگان همان معرفت الهی است وهرجاازعشق سخن به میان آمده هدف عشق حقیقی ویا حقیقت عشق که همان ذات مقدس باریتعالی است میباشد

کمااینکه سرآغاز همه این گنجنامه ها!باستایش حضرت حق آغاز میشود

 

درپایان  شمابزرگواران را به شعر

«سخنی چند درباب عشق»

که مربوط به بخش 12 از  منظومه  خسرووشیرین حکیم نظامی گنجوی شده دلالت میدهم و تبرکاوتیمنا با بیان چند بیت ازآن سخن خودرا به پایان میرسانم

مرا کزعشق به ناید شعاری

مباداتا  زیم  جز عشق کاری

فلک جزعشق محرابی ندارد

جهان بی خاک عشق آبی ندارد......

مشو چون خر به خورد و خواب خرسند

اگر خود گربه باشد دل دراوبند

به عشق گربه گرخود چیر باشی

ازآن بهتر که باخود شیرباشی ......

بادرود،بدرود

 

ارادتمند علی حشمتی(بینوا)


اعضایی که این نوشته را پسندیده اند :



اعضایی که این نوشته را خوانده اند :

علی حشمتی (بینوا)عبدالحمید بنی اسدی

نظرات

عبدالحمید بنی اسدی

جمعه ۱۳ بهمن ۹۶ - ۲۱:۵۴

بسیار تحقیق مفید و جالبی بود 

درود بر شما

پاسخ دادن

علی حشمتی (بینوا) به عبدالحمید بنی اسدی

شنبه ۱۴ بهمن ۹۶ - ۱۰:۱۶

ممنونم ازاظهرلطفتان

پاسخ دادن

حاصل ۴+۵ ؟