🍃🌷🍃به پایگاه ادبی شعر پاک خوش آمدید 🍃🌷🍃

بخش ۳۸ – حکایت پیر همدانی که از پسر پرسید که هرگز ریش گاو بوده ای و سؤال پسر که ریش گاو کیست و جواب دادن پدر که آن کس که بامداد از خانه بدر آید گوید امروز گنجی یابم، پسر گفت ای پدر تا من بوده ام ریش گاو بوده ام

(ثبت: 161218)

با پسر گفت پیری از همدان

کای در اطوار کار خود همه دان

خویش را عمری آزمودستی

هیچگه ریش گاو بودستی

گفت با وی پسر که ای بابا

که بود ریش گاو گو با ما

گفت آن کس که بامداد پگاه

می نهد پا ز کنج خانه به راه

در دلش این هوس که بی رنجی

یابم امروز رایگان گنجی

چون به اینجا رساند پیر سخن

پسرش گفت در جواب که من

بوده ام ریش گاو تا هستم

ریش گاویست کار پیوستم

نیست جز ریش گاویم کاری

نیست از ریش گاویم عاری

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند :

کاربرانی که این مطلب را خوانده اند :

بستن فرم


سلام و درود
بسیار زیباست
سپاس از حضورتان
لذت بردم
شادکام باشید
در پناه خدا