🍃🌷🍃به پایگاه ادبی شعر پاک خوش آمدید 🍃🌷🍃

غزل شمارهٔ ۶۵۳۱ : میخانه ای که شوق تو باشد مدام او

(ثبت: 177823)

میخانه ای که شوق تو باشد مدام او

دایم به زور باده زند دور، جام او

سنگ ملامتی که به هم بشکند ترا

چون کعبه واجب است به جان احترام او

طومار درد و داغ عزیزان رفته است

این مهلتی که عمر درازست نام او

رحم است بر کسی که شود خرج مردگان

چون حافظ مزار سراسر کلام او

در هر سری که هست تمنای گلرخی

از بوی گل پری زده گردد مشام او

در هر دلی که عشق الهی کند نزول

چون کعبه جای کسب هوا نیست بام او

صائب بس است قسمت من خون دل ز عشق

دست که می رسد به می لعل فام او؟

کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند :

کاربرانی که این مطلب را خوانده اند :

بستن فرم


سلام و درود
بسیار زیباست
سپاس از حضورتان
لذت بردم
شادکام باشید
در پناه خدا